اسباب کشی !!!
پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ... ، زمین مال من است
خوانندگان محترم ؛ از این پس " تحلیل ها ، مقالات ، اشعار و دلنوشته های علی شیبانی " را در وبلاگ www.sheybani.mihanblog.com دنبال کنید.
تحلیل ها ، مقالات ، اشعار و دلنوشته های علی شیبانی
پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ... ، زمین مال من است
خوانندگان محترم ؛ از این پس " تحلیل ها ، مقالات ، اشعار و دلنوشته های علی شیبانی " را در وبلاگ www.sheybani.mihanblog.com دنبال کنید.
در روزهای اخیر و با دیدارهایی که عبدالله نوری با گروه ها و اشخاص مطرح سیاسی داشته است ، به نظر می رسد ایشان برای نامزدی در انتخابات ، جدی تر از گذشته هستند و به شخصه بسیار امیدوارم که بار دیگر پس از ده سال ، اقدامی شجاعانه از جانب شیخ در بند ، جامعه ی منفعل و سرخورده ی کشور و اصلاح طلبان عافیت طلب و نو محافظه کار!!! را به مسیر درست اصلاحات باز گرداند.
دکتر صادق زیباکلام ، کارشناس مسائل سیاسی و استاد دانشگاه تهران ، در برنامه ی سه شنبه شب تفسیر خبر ، برنامه ای که با اجرای جمشید چالنگی از تلویزیون صدای آمریکا پخش می شود ، به عنوان یکی از دو کارشناس برنامه، از تهران شرکت داشت. نوع ادبیات زیباکلام و نوع تقابل وی با مجری و همچنین دیگر کارشناس برنامه به گونه ای بود که صحنه های جالب و نادری در این برنامه خلق شد...
تیم ملی فوتبال ایران در بازی حساس و تأثیر گذار امروز خود مقابل عربستان با حساب 2 بر 1 مغلوب شد، تا حتی فرصت تیم سوم شدن و رفتن به پلی آف و صعودی که با اما و اگر ، جان انسان را به لب می آورد را نیز تا حد زیادی از دست دهد. اما آنچه از دید یک سیاست زده ی فوتبال دوست اسباب تأمل و البته خنده ای تلخ!!! است ، حضور تأثیر گذار آقای رئیس جمهور ، دکتر!!! احمدی نژاد در استادیوم بود...
چنانکه قبلاً نوشته بودم ، درخصوص آقای مهندس میرحسین موسوی خامنه ای ، نخست وزیر دهه ی شصت و دوران جنگ ، و شرایط عجیب و غیر منتظره ی آمدنش به میدان انتخابات بیشتر صحبت خواهم کرد. رفتن خاتمی ، هر چند مهر تأییدی بود بر ادعای کسانی که چون من می گفتند نباید باز به خنده های بی دلیل و مدام سید اردکانی دل خوش کرد و او امتحان خود را پس داده است. اما باز صداقت و اخلاق بزرگوارانه ی سید و دلخوری و اندوه بیش از حد او از پیمان شکنی تابوی نجابت و ساده زیستی ، بر آنم داشت تا قدری تحلیل ها و یافته های اخیر خود از روند آمد و شد این دو را بیان دارم...
او را نمی شناختم. دوستش نبودم. هم کلاسی دوران تحصیلش نبودم. حتی وبلاگش را هم نمی دیدم. روزی چند بازدید کننده بیشتر نداشت. وقتی اولین بار اسمش را شنیدم که دستگیر و محاکمه شده بود. زمانی اولین بار صدایش را شنیدم که کاملاً بهت زده از محکومیت دو سال و نیمه اش می گفت و اینکه دادگاه با تأخیر در صدور رأی ، فرصت یک ماهه ی اعتراض را از او گرفته است...
پس از کش و قوس های فراوان و تعلل های خسته کننده ، سرانجام سید محمد خاتمی که به تازگی و بعد از بازی کودکانه ی " اگه میرحسین بیاد آیا بیام آیا نیام ... اگه میرحسین نیاد... " نامزدی خود را اعلام کرده بود ، دیروز، دوشنبه 26 اسفند 87 و 5 روز بعد از اعلام رسمی نامزدی میرحسین ، از حضور در انتخابات کنار کشید...
در روزهای گذشته و در غیبت نگارنده ، بسیار بودند اخباری که به هیچ روی نمی توان از آنها گذشت و مطلبی در مناسبتشان ننوشت. مثل سفر وزیر محترم دفاع به کشور دوست و برادر ، روسیه !!! برای خرید سلاح و یا افتتاح مرحله ی " پیش آغاز" نیروگاه بوشهر و یا نامه ی سرگشاده ی دیگری از شیخ اصلاحات، این بار به محسنی اژه ای . اما در این میان دو خبرهستند که نگارنده را برای پرداختن به خود ، عجیب قلقلک می دهند. یکی نامه ی محمد محسن سازگارا به رهبر انقلاب اسلامی است و دیگری سناریوی هیجان انگیز ترور خاتمی ...
دیروز خبری در میان اخبار گوناگون و عموماً تلخ مربوط به ایران دیده شد که به واقع مَثَل " هر دم از این باغ بری می رسد " را به یادها انداخت. در این روزگار غریب و تاریخ پر از ابهام و آیا و مگر، همه چیز دیده و شنیده بودیم ، جز این. واقعاً اسباب شگفتی و البته تأثر است. مردی در مقابل مجلس شورای اسلامی !!! خودسوزی کرد...
از ماهها پیش که سید محمد خاتمی ، رئیس جمهور پیشین ایران ، نجواهایی در خصوص حضور مجددش بر اریکه ی پاستور را سر داده بود ، تصمیم نهایی وی در پرده ای از ابهام و اسباب پرسش تمامی اهل خبر و اهل سیاست بود. با مصاحبه آغاز کرد و با امروز و فردا کردن و این پا و آن پا کردن و سخنان غیر شفاف ادامه داد و درنهایت میرحسین را بهانه کرد و اینک حرف از آمدن می زند !!! ...
در روزهای اخیر در عرصه ی انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران اتفاقات جالبی روی داده است که هر یک نوشته ی جداگانه ای را می طلبد. از ماجرای سخنرانی حسن فیروز آبادی و نامه ی سرگشاده ی کروبی به وی گرفته تا سخنان مثل همیشه شجاعانه و پر مغز عبدالله نوری در دیدار با گروهی از دانشجویان ، پا پس کشیدن قالیباف در پی اطلاع از آینده ی محتوم !!! انتخابات ، ادعای عجیب خاتمی در خصوص آمدن به عرصه ، و از همه مهمتر و البته شگفت انگیز تر : گرم کردن یحیی صفوی ( آقا رحیم ) در کنار زمین انتخابات و احتمال تعویض وی با محمود احمدی نژاد در نیمه ی دوم ریاست جمهوری ، نیمه ی مربیان...
در هفته ی گذشته دو رویداد مهم و قابل بحث در تحولات جهانی وجود داشت که مقارن شدن آنها با یکدیگر جای تأمل بیشتری دارد. یکی پایان یافتن جنگ غزه با قبول آتش بس یک جانبه از سوی اسراییل و دیگری آغاز به کار رسمی "باراک حسین اوباما" رئیس جمهور جدید ایالات متحده. به جز دو مطلبی که هفته ی گذشته نوشته بودم در خصوص جمله ی معروف " سننتصر علی اسرائیل کما انتصر یزید علی الحسین " مطلبی داشتم تحت عنوان " تحلیلی بر حوادث اخیر غزه " که تاریخ آن برمی گردد به 11 دی ماه ، یعنی اوایل آغاز جنگ. باز خوانی مجدد این مطلب این لطف را برایم داشت که تا حد زیادی درستی تحلیل ها و پیش بینی های خود را در خصوص این غائله و آینده ی آن و اهدافِ پدید آورندگان آن و زمان پایان آن و ... مشاهده کردم و این موضوع خوشحالیم را از بابت پایان جنگ و به آرامش رسیدن مردم آن منطقه دوچندان کرد.....
۱- ابتدا شرح ما وقع : دوستداران فوتبال و برنامه ی ۹۰ دیشب از ساعت ۱۰ و نیم شب پای تلویزیون و شبکه ی ۳ نشسته بودند و منتظر آغاز برنامه. تأخیر در آغاز ۹۰ امری طبیعی بود. اما این تأخیر کمی به درازا کشید. یک ربع ، نیم ساعت ، ۴۵ دقیقه ، نهایتاً پس از یک ساعت تأخیر برنامه شروع شد. " به نام خدا سلام عرض می کنم خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند دوستداران برنامه ی ۹۰ ... "
امروز مطلبی را دیدم که در خصوص مقاله ی قبلی به دستم رسیده بود. با این مضمون که جمله ی" سننتصر علی اسرائیل کما انتصر یزید علی الحسین " که اخیراً از قول یکی از سران حماس مطرح شده است و گفته می شود وی در مصاحبه ای که دو سال پیش با الجزیره انجام داده این جمله را بیان کرده است ، صحت ندارد و در این باب نیز اقدام به ارایه دلایلی !! کرده بودند. لذا لازم دیدم به چند نکته ی تکمیلی در این مورد اشاره کنم :
اگر کسی توانایی خواندن زبان عربی را حتی در اندازه ی معلومات دوره ی راهنمایی و دبیرستان داشته باشد ، به راحتی می تواند کلیات جمله ای را که در عنوان مقاله آورده ام درک کند. بله : بر اسراییل پیروز خواهیم شد ، همانطور که یزید بر حسین پیروز شد...
چند روز قبل ، به هنگام نگارش مطلبی در خصوص غزه ، خبری را متذکر شدم از قول یکی از نزدیکان سید محمد خاتمی ، مبنی بر اینکه تلاش های اطرافیان برای متقاعد کردن وی ناکام مانده و تا چندی دیگر عدم حضور خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری دهم رسماً اعلام خواهد شد. اگر حضور خاتمی در دانشگاه تهران و حرف های کلی و نصیحت گونه و آرزومندانه ی وی را که به هیچ عنوان بوی جدیت و اراده ی حضور از آن استشمام نمی شد، در راستای صحت این خبر قلمداد نکنیم ، بی شک سخنان او را در مراسم عاشورا و در میان اهالی خانه ی هنرمندان ، می توان مؤید این موضوع دانست...
اوضاع کنونی و جنایات تأسف باری که در غزه در حال وقوع است به واقع دل را به درد می آورد. طی همین دو سه روز گذشته اخبار قابل تأملی در مسایل مختلف داخلی و خارجی مشاهده شد. من باب نمونه یکی از مسئولین ارشد دولت اصلاحات و نزدیکان محمد خاتمی ، اعلام کرد تلاش های وی و همکارانش برای متقاعد ساختن خاتمی ناکام مانده و او بعد از تعطیلات تاسوعا و عاشورا رسماً عدم حضورش را در انتخابات اعلام خواهد کرد. در این زمینه و زمینه های مشابه گفتنی بسیار است. اما گوییا در حال و هوای عاشورایی شب های تهران به چیزی جز وضعیت غزه نمی توان فکر کرد و مطلبی نیز جز در این باب نمی توان نگاشت...
دیروز در خبر ها آمده بود که روزنامه ی کارگزاران ، روزنامه ی منصوب به طیف اصلاح طلبان تحت لوای هاشمی رفسنجانی ، و البته از حامیان دیر و دور محمد خاتمی توقیف شد. آن هم به دلیل درج مطلبی در مورد حوادث غزه که بوی انتقاد از حماس و برخی سیاست های جمهوری اسلامی از آن به مشام می رسید . نظر به آنچه طی ساعات اخیر به نقل از محافل گوناگون در نکوهش مطلب درج شده عنوان شده است ، لازم می دانم توضیحاتی را در خصوص آن بیان کنم...